|
nazanin2000
1
Guestbook Messages (25)
![]() |
amirfarzam2000 said on 07/10/09 1:35 AM |
salam khobid khanomi eftekhare ashnayi midid |
![]() |
ebi3061 said on 08/10/09 12:17 AM |
همه چیز را یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم تو نگرانم نشو !! همه چيز را یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام چگونه با تو باشم بی آنکه تو باشی ! یاد گرفته ام ....نفس بکشم بدون تو......و به یاد تو ! یاد گرفته ام که چگونه نبودنت را با رویای با تو بودن... و جای خالی ات را با خاطرات با تو بودن پر کنم ! تو نگرانم نشو !! همه چيز را یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام که بی تو بخندم..... یاد گرفته ام بی تو گریه کنم...و بدون شانه هایت....! یاد گرفته ام ...که دیگر عاشق نشوم به غیر تو ! یاد گرفته ام که دیگر دل به کسی نبندم .... و مهمتر از همه یاد گرفتم که با یادت زنده باشم و زندگی کنم ! اما هنوز یک چیز هست ...که یاد نگر فته ام ... که چگونه.....! برای همیشه خاطراتت را از صفحه دلم پاک کنم ... و نمی خواهم که هيچ وقت یاد بگیرم .... تو نگرانم نشو !! فراموش کردنت" را هيچ وقت یاد نخواهم گرفت . |
![]() |
slavefoot said on 08/10/09 6:56 AM |
salaaaaaaaaaam |
![]() |
romero_zx4 said on 08/10/09 7:14 AM |
salam azizam age khodetam haminjori bargh bezani alye |
![]() |
RasputinKhan said on 08/10/09 7:32 AM |
O,Ooooooooooo jigar |
![]() |
reza1813 said on 08/10/09 9:07 AM |
hmmmmmmmmmm kheili zibast ;) |
![]() |
77yas77 said on 08/10/09 10:44 AM |
nice pic!!! :D |
![]() |
Amirkaraj said on 08/10/09 12:19 PM |
Salam khobid Bia pishe man albat dost dashtiin http://amirkaraj.33ir.com |
![]() |
blackmusk13m said on 10/10/09 12:16 AM |
salam nazanin jan ,khosh hal misham bahat ashna besham |
![]() |
ebi3061 said on 10/10/09 4:02 AM |
salammmmmmmmm mamnon ke add kardin omidvaram betonim dostan khobi braye ham bashim |
![]() |
ebi3061 said on 10/10/09 4:03 AM |
agar forsat kardin khoshhal misham baham biushtar sohbat konim ebi3061@yahoo.com ya gar dost dashtin 09125443142 khoshhal misham sedatono beshnavam behtarinharo braton arezo mikonam |
![]() |
gharibehmm said on 11/10/09 2:30 AM |
so nice |
![]() |
ebi3061 said on 11/10/09 4:44 AM |
گفتي مي خوام بهت بگم همين روزا مسافرم «بايد برم» براي تو فقط يه حرف ساده بود کاشکي مي ديدي قلب من به زير پات افتاده بود شايد گناه تو نبود، شايد که تقصير منه شايد که اين عاقبتِ اين جوري عاشق شدنه سفر هميشه قصه رفتن و دلتنگيه به من نگو جدايي هم قسمتي از زندگيه هميشه يک نفر ميره آدم و تنها مي ذاره ميره يه دنيا خاطره پشت سرش جا مي ذاره هميشه يک دل غريب يه گوشه تنها مي مونه يکي مسافر و يکي اين وره دنيا مي مونه دلم نمياد که بگم به خاطر دلم بمون اما بدون با رفتنت از تن خستم ميره جون بمون براي کوچهاي که بي تو لبريزه غمه ابري تر از آسمونش ابراي چشماي منه بمون واسه خونهاي که محتاج عطر تن توست بمون واسه پنجره اي که عاشق ديدن توست |
![]() |
ebi3061 said on 12/10/09 10:28 AM |
این واپسین ابر پر باران خاکستری ست که بر تو می بارد ؛ پس از آن دیگر بارانی وجود نخواهد داشت این جام آخر شراب است بانو ؛ و دیگر نه از مستی خبری خواهد بود ؛ نه از شراب ... آخرین نامه ی جنون است این ... آخرین سیاه مشق کودکی دیگر نه ساده گی کودکی را به تماشا خواهی نشست ؛ نه شکوه جنون را ..... دل به تو بستم گل یاس ِ دلپذیر .... چون کودکی که از مدرسه می گریزد و گنجشک ها و شعرهایش را در جیب شلوارش پنهان می کند من کودکی بودم ؛ گریزان و آزاد بر بام شعر و جنون اما تو زنی بودی ؛ با رفتارهای عامیانه زنی که چشم به قضا و قدر دارد و فنجان قهوه و کلام فالگیران .... زنی رو در روی صف خواستگارانش افسوس .... از این به بعد در نامه های عاشقانه ؛ نوشته های آبی نخواهی خواند در اشک شمع ها ؛ و شراب نیشکر ردّی از من نخواهی دید از این پس در کیف نامه رسان ها بادبادک رنگینی برای تو نخواهد بود دیگر در عذاب زایمان کلمات و در عذاب شعر حضور نخواهی داشت جامهء شعر را بدر آوردی خودت را بیرون از باغهای کودکی پرتاب کردی و بدل به نثر شدی .....ا |
![]() |
ebi3061 said on 14/10/09 6:20 AM |
نکند جز که شوق دیدارت خانهی صبر عاشقان غارت آرزوی تو هردم از دل ریش راتبی میبرد به عادت خویش نه فراغی به حسب حال منت نه مجالی که بشنوم سخنت سخنی کان از آن لب دلجوست باد جانش فدا ، که جان داروست عالم عاشقان ز حیرت او در بدر میروند و کوی به کو گرچه دردی است، عشق، بیدرمان هست درمان درد ما جانان راه تو موضع سرم گردد طالبم، گر میسرم گردد تا به سودای تو گرفتارم کافرم، گر ز خود خبر دارم تا به گوشم حکایت تو رسید دیگر از دیگران سخن نشنید حسنت آوازه در جهان افکند هردلی، کان شنید، جان افکند خیل حسن تو ملک جان بگرفت صیت حسنت همه جهان بگرفت آرزوی تو آشکار و نهان میدواند مرا به گرد جهان |
![]() |
ebi3061 said on 20/10/09 4:27 AM |
من غلام قمرم, غير قمر هيـچ مگوي پيش من جز سخن شهد و شكر هيـچ مگوي سخن رنج مگوي, جز سخن گنـــج مگوي و راز اين بي خبري رنج مبر , هيچ مگوي دوش ديوانه شدم , عشق مـرا ديد و بگفت آمدم , نعره مزن , جامه مدر , هيج مگوي گفتم اي عشق من از چيز دگر ميترســم گفت آن چيز دگر نيست , دگر هيچ مگوي من به گوش تو سخن هاي نهان خواهـــم گفت سر بجنبان كه بلي , جز که به سر هيچ مگوي گفتم اين روي فرشته است عجب يا بشر است گفت اين غير فرشته است و بشر هيچ مگـوي گفتم اين چيست بگو زير و زبر خواهم شــد گفت ميباش چنين زير و زبر هيچ مگـــوي اي نشسته تو در اين خانه پر نقش خيــال خيز از این خانه برون رخت ببر هيچ مگوي من غلام قمرم, غير قمر هيچ مگــــوي پيش من جز سخن شهد و شكر هيچ مگــوي |
![]() |
ebi3061 said on 29/10/09 3:43 AM |
عشق یعنی اینکه مردم مرا با تو عوضی بگیرند وقتی به تو تلفن می زنند... من پاسخ دهم... و آنگاه که دوستان مرا به شام دعوت کنند... تو بروی... و آنگاه که شعر عاشقانه ی جدیدی از من بخوانند... ترا سپاس گویند |
![]() |
ebi3061 said on 31/10/09 12:17 AM |
عاقبت يك روزمغرب مشرق مي شود عاقبت غربي ترين دل نيز عاشق ميشود شرط مي بندم زماني كه نه دور است ونه دير مهرباني حاكم منطق مي شود |
![]() |
ebi3061 said on 31/10/09 9:41 AM |
تو میگی بارون رو دوست داری اما وقتی بارون میاد چترت رو باز میکنی تو میگی باد رو دوست داری اما وقتی باد میاد پنجره ها رو میبندی تو میگی آفتاب رو دوست داری اما وقتی می تابه پرده ها رو می اندازی حالا فهمیدی که چرا میترسم وقتی میگی « دوستت دارم |
![]() |
ebi3061 said on 01/11/09 12:35 AM |
اسب سرکش در سينه ليلي ليلي گفت: موهايم مشکي ست، مثل شب، حلقه حلقه و مواج، دلت توي حلقه هاي موي من است. نمي خواهي دلت را آزاد کني؟ نمي خواهي موج گيسوي ليلي را ببيني؟ مجنون دست کشيد به شاخه هاي آشفته بيد و گفت: نه نمي خواهم، گيسوي مواج ليلي را نمي خواهم. دلم را هم. ليلي گفت: چشمهايم جام شيشه اي عسل است، شيرين، نمي خواهي عکست را توي جام عسل ببيني؟ شيريني ليلي را؟ مجنون چشمهايش را بست و گفت: هزار سال است عکسم ته جام شوکران است، تلخ. تلخي مجنون را تاب مي آوري؟ ليلي گفت: لبخندم خرماي رسيده نخلستان است. خرما طعم تنهايي ات را عوض مي کند. نمي خواهي خرما بچيني؟ مجنون خاري در دهانش گذاشت و گفت: من خار را دوستتر دارم. ليلي گفت: دستهايم پل است. پلي که مرا به تو مي رساند. بيا و از اين پل بگذر. مجنون گفت: اما من از اين پل گذشته ام. آنکه مي پرد ديگر به پل نيازي ندارد. ليلي گفت: قلبم اسب سرکش عربي ست. بي سوار و بي افسار. عنانش را خدا بريده، اين اسب را با خودت مي بري؟ مجنون هيچ نگفت. ليلي که نگاه کرد، مجنون ديگر نبود؛ تنها شيهه اسبي بود و رد پايي بر شن. ليلي دست بر سينه اش گذاشت، صداي تاختن مي آمد |
![]() |
ebi3061 said on 02/11/09 2:29 AM |
پیشنهادهای عاشقانه - هر وقت که برای همسرتان کارت پستال می فرستید ، روی پاکت آن تمبر عاشقانه ای بزنید - با ارزش ترین هدیه ممکن را برایش تهیه کنید - بهترین جمله ای که معشوقتان برایتان نوشته است را قاب کنید و به دیوار اتاقتان بکوبید - وقتی همسرتان در خانه مشغول خانه تکانی است ، ناهار آنروز را از رستوران تهیه و برایش به منزل ببرید - در طول سال برای هم نقشه های عاشقانه ای بکشید - تمام نامه های معشوقتان را با بوسه ، لاک و مهر کنید - کمد لباسهایش را با اشعار و جملات عاشقانه تزئین نمائید - ترانه ای که مضمون آن ، معنای نوع ارتباط شما را بیان می کند - یک عکس نامزدتان را درون کیفتان بگذارید و با غرور آنرا به اقوام و خانواده تان نشان دهید - درون تقویم همسرتان روز تولد خودتان و تمامی سالگردها را علامت گذاری نمائید - تمام اوقات فراغت آخر هفته را با هم سر ببرید - با کمک هم از فرزندتان عکس بگیرید - برای برخورداری از زندگی عاشقانه فیلمهای بسیار عاشقانه نگاه کنید - به هنگام صرف صبحانه بجای اینکه ساکت باشید یا روزنامه بخوانید ، با هم گپ بزنید - دفترچه ای برای نوشتن خاطرات ملاقاتهایتان درست کنید و پس از پایان هر ملاقات علاوه بر خاطرات آن روز ، اندکی در - مورد وقایع و احساسات خود درباره نامزدتان در آن صفحه بنویسید - در مسیر های مشخص با هم پیاده روی های طولانی بروید - در کنا ر هم نوشیدنی میل کنید - یک شعر عاشقانه کوتاه بر روی کیک تولدش بنویسید - برای احساسی تر کردن محیط زندگی ، اتاق خوابتان را با رنگ صورتی یا قرمز تیره رنگ آمیزی نمائید - این را به خاطر بسپارید که باید خانواده و دوستان همسرتان را دوست داشته باشید یا لااقل آنها را تحمل کنید - صبحها با یک بوسه به همسرتان صبح بخیر بگوئید - از باغهای گل برای عشقتان دسته های گل بچینید - از دوستانتان درباره روشها و روابط عاشقانه شان سؤالاتی بپرسید - همین امشب شامش را قاشق ، قاشق در دهانش بگذارید - پس از ازدواج نام شاعرانه ای برایش انتخاب کنید - هر وقت همسرتان به شما هدیه می دهد ، بلافاصله از آن استفاده کنید و همیشه هم آنرا به کار گیرید - برای عشقتان حساب بانکی خوبی باز کنید - تکیه کلام مشترکی با هم داشته باشید - وقتی به او کیف هدیه می دهید ، درون آنرا از اسکناس نو پُر کنید - وقتی با نامزدتان تماس تلفنی می گیرید ، بعنوان زمینه سخنتان ترانه مورد علاقه اش را پخش کنید - همیشه عکسش را همراه داشته باشید - با اتفاق هم ورزش کنید - در کنار هم با دیدن منظره سقوط یک شهاب سنگی آرزو کنید ... ! - دوران کودکی همدیگر را بازسازی نمائید و این نکته را باور کنید که از همان دوران کودکی بطور ناخودآگاه به یکدیگر عشق می ورزیدید و باز هم عشق را به هم عرضه دارید - روی آئینه میز توالت پیام عاشقانه کوتاهی بوسیله رژ لب برایش بنویسید . هدایای مورد علاقه هم را به یکدیگر هدیه بدهید و در طول روز تمام احساسات عاشقانه تان را برایش ابراز دارید - پنج جمله ای که می توانید همیشه به عشقتان بگوئید عبارتند از : تو بهترین هستی ، همیشه دوستت خواهم داشت ، عالی ترین همسر دنیایی ، خیره کننده و جذابی هستی ، تو تنها عشق حقیقی من هستی نیمه شبها را برای قدم زدن انتخاب کنید - نقاشی کوچکی که در آن احساساتتان را به تصویر کشیده اید ، برایش بکشید - به هنگام خواب موهابش را نوازش کنید - و قتی بیمار است ، هر چند سرما خوردگی ساده ای باشد ، حسابی از او پرستاری کنید - در یک غروب سرد ، ژاکتتان را روی شانه هایش بیاندازید - در یکی از شبهای گرم تابستان با همدیگر در ایوان منزلتان بخوابید -تنها از هم صحبتی با نامزدتان لذت ببرید. این موضوع قاعده ای اساسی در روابط عاشقانه است همیشه عاشق و معشوق هم باشید -در عوض اینکه تصور کنید هر آنچه شما فکر می کنید عاشقانه است بیاموزید که تصور کنید آنچه همسرتان در ذهن می پروراند عقاید عاشقانه هستند -صبح زود از خواب برخیزید و در کنار هم نظاره گر طلوع خورشید باشید -تمای یادگاری های عشق قدیمی تان را از بین ببرید و از این مهمتر این که همه عشقهای گذشته تان را بدست فراموشی بسپارید -بهترین لباسهایتان را در منزل و برای همسرتان بپوشید -در مقابل مادر, خواهر و دوستان و همکاران همسرتان از او تعریف کنید چون او بخاطر اینکه شما را بیشتر دوست خواهد داشت -شبها در گوش همسرتان آوای عشق را نجوا کنید -در کتابخانه بدنبال کتابها و مجلاتی که در مورد راههای بهبود روابط عاشقانه نوشته شده است بگردید -هنر خوب صحبت کردن را فرا بگیرید -درباره زندگی عاشقانه تان از هیچ تلاشی دریغ نورزید -برای اینکه در روابط عاشقانه خالقانه عمل کنید, روی توسعه دادن نیم کره راست مغزتان کار کنید -نظریه احمقانه (( زن سالاری)) یا ((مرد سالاری)) را دور بیاندازید چون این نظریه رابطه شما را تحت تاثیر فشار زیادی قرار می دهد -فقط باید در نظر داشته باشدی که همه ما انسان هستیم -صبح را با یکدیگر آغاز کنید و در ابتدای روز به روی یکدیگر لبخند بزنید. این روش بسیار خوبی برای اغاز روز است -عشق واقعی در چیزهای کوچک نهفته است..پس چرا چیزهایی که خاطرات خوش کودکی را بیاد همسرتان می آورند را به او هدیه نمی دهید؟ -وقتی با هم به گردش می روید بذله گو و بشاش باشید -همین حالا هر چه دستتان است زمین بگذارید نزد همسرتان بروید و به او بگوئید دوستت دارم -با چهره ای خندان و شاداب بهمراه هدیه کوچک به محل کار نامزدتان بروید -عاشق پیشه بودن را به روزهای آخر هفته موکول نکنید بلکه بکوشید در تمام طول هفته عاشقانه برخورد کنید -به خودتان این جرات را بدهید که متفاوت از عشاق دیگر باشید و رفتارتان منحصر بفرد باشد -به او تعهد بدهید که برای همیشه با او و در کنارش خواهید بود و عاشقانه دوستش خواهید داشت -کسی که عاشق می شود باید برای تحمل و چشم پوشی از خطاهایی که می بیند اما نمی تواند در مقابل آنها کاری بکند صبور و آرام باشد -عاشقی باشید که طبق سنن قدیمی و کهن جانش را فدای معشوق می کند -باهمدیگر و برای همدیگر دعا کنید -------------------------------------------------------------------------------- من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من , من خودم هستم و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد |
![]() |
ebi3061 said on 03/11/09 4:46 AM |
گفتي كه به احترام دل باران باش باران شدم وبه روي گل باريدم گفتي كه ببوس روي نيلوفر را از عشق گونه هاي او را بوسيدم گفتي كه ستاره شو،دلي را روشن كن من هم چو گل ستاره ها تابيدم گفتي كه براي باغ دل پيچك باش بر ياسمن نگاه تو پيچيدم گفتي كه براي لحظه اي دريا شو دريا شدم وتو را به ساحل ديدم گفتي كه بيا و لحظه اي مجنون باش مجنون شدم و زدوريت ناليدم گفتي كه شكوفه كن به فصل پاييز گل دادم و با تَرنُّمتْ روييدم گفتي كه بيا و از وفايت بگذر از لهجه ي بي وفاييت رنجيدم گفتم كه بهانه ات برايم كافيست معناي لطيف عشق را فهميدم |
![]() |
ebi3061 said on 07/11/09 3:14 AM |
من به گوش تو سخن هاي نهان خواهـــم گفت سر بجنبان كه بلي , جز که به سر هيچ مگوي گفتم اين روي فرشته است عجب يا بشر است گفت اين غير فرشته است و بشر هيچ مگـوي گفتم اين چيست بگو زير و زبر خواهم شــد گفت ميباش چنين زير و زبر هيچ مگـــوي |
![]() |
ebi3061 said on 07/11/09 11:58 PM |
چبود سپيدتر از مهتاب ترانه اي جاري تر از رود سايه اي خنك تر از نسيم سرشاره عطر دل انگيزي داشت وقتي رسيد از جاده فراموشي شبيه هيچكس نبود رويايي بوي بودن از پستوي خاطرات زيبا ترين رداي عاشقانه را به ميهماني چشمانش بردم اما ... قاليچه دلم سالها پيش تا شده بود چه دير رسيد با بهتي به وسعت همه روياهايم كه باد بي پروا همراه برگهاي پاييزي در لحظه هاي بي او بودن از خيالم جارو كرد |
![]() |
ebi3061 said on 18/11/09 1:57 AM |
زندگی خواب است و عشق رویای آن٬ اگر در زندگی شان و منزلتت پایین آمد نا امید نشو! زیرا خورشید غروب می کند و در سحرگاه طلوع |
Sorry - only MyDailyFlog members can leave guestbook messages.
Log in to your account or join MyDailyFlog now - it's free!





















